واژه بهانه بود

واژه بهانه بود
با بند بند وجودم نوشتمت
خواندی
ورق زدی
حواست به پاورقی ها نبود
من پای هر ورق
عاشقت شدم...

کامران رسول زاده
دیدگاه ها (۱)

به یاد لعل تو و چشم مست میگونتز جام غم می لعلی که می‌خورم خو...

نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی...شهریار

ای عشق، به شوقِ تو گذر می کنم از خویشتو قافِ قرارِ من و من ع...

بگذار بگذرد آب از سَرِمان !دیوانگیکه خجالت ندارد ...حمیدرضا ...

واژہ بهانه بودبا بند بند وجودم نوشتمتخواندی ورق زدیحواست به ...

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط