دل به یغما می بری نا مهربان آهسته تَر
دل به یغما می بری نا مهربان آهسته تَر
همسفر چون می شوی با کاروان آهسته تَر
ای تو رویایی ترین تصویر قاب زندگی
خواب را بر هم زدی روح و روان آهسته تَر
کفتر جلدی ولی تند و شتابان می روی
گرد این بام آمدی تو بی گمان آهسته تر
هر جوانه در تنم خشکیده مویم شد سپید
سر رسیده عاشقی ها با زمان آهسته تَر
تلخی حرف و کلامت نیش عقرب می زند
یا سیاست پیشه کن یا با زبان آهسته تَر
پیر کنعانت منم عشق و صبوری کرده ام
داغ این سینه نیفزا ای جوان آهسته تَر
آنقدر از تو نوشتم شهره ی مردم شدی
شعر من هم آشنا در این میان آهسته تر
همسفر چون می شوی با کاروان آهسته تَر
ای تو رویایی ترین تصویر قاب زندگی
خواب را بر هم زدی روح و روان آهسته تَر
کفتر جلدی ولی تند و شتابان می روی
گرد این بام آمدی تو بی گمان آهسته تر
هر جوانه در تنم خشکیده مویم شد سپید
سر رسیده عاشقی ها با زمان آهسته تَر
تلخی حرف و کلامت نیش عقرب می زند
یا سیاست پیشه کن یا با زبان آهسته تَر
پیر کنعانت منم عشق و صبوری کرده ام
داغ این سینه نیفزا ای جوان آهسته تَر
آنقدر از تو نوشتم شهره ی مردم شدی
شعر من هم آشنا در این میان آهسته تر
- ۲.۰k
- ۲۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط