پارت 3
پارت 3
بفرمایید بشینید سرجاتون خانم افشاریان تا دوباره این قسمت و توضیح بدم نشستم سرجام اما ضربان قلبم سر جاش نبود احساس میکردم هران ممکنه قلبم از جاش دربیاد یا صداشو همه بشنون تا اخر کلاس نفهمیدم چیشد فقط متوجه شدم کلاس خیلی وقته تموم شده و من هنوز نشستم و اراد سریع شروع کردم به جمع کردن وسایلم داشتم میرفتم که دستم توسط اراد کشیده شد و افتادم تو بغلش عجب عطر تلخی زده بود لامصب ادمو میبرد تو فاز +18قشنگ سرمو بلند کردم که با چشمای ابیش مواجه شدم اونم تو چشمام زل زده بود و یه پوزخند رو لباش بود چرا از این پوزخند دست بر نمیداره منم پررو زل زدم تو چشماش اروم دستمو بردم سمت موهاش و پامو سفت گذاشت رو پاش و با دستم گوششو سفت کشیدم که اخش دراومد اخیییش خیالم راحت شد +اخ ولم کن دختره ی وحشی _وحشی خودتی بار اخرت باشه حتی دستتم بهم بزنی وگرنه میکشمت+با یه پوزخند زل زد تو چشمام و گفت پس کشتن دیگران هنر خانوادگیتونه ها ؟؟؟پس منتظر تلافی باش و راهشو کشید تا بره _بی صبرانه منتظر تلافیتم اما فعلا یک هیچ به نفع من و زودتر از اون راهمو کشیدم و از کلاس رفتم بیرون اوفففف شانس اوردم لعنتی چشماش کاری میکنه از خود بی خود شی رفتم پیش نیاز و کنارش نشستم _ااا اومدی تو هپروت بودی گفتم خلوتتو بهم نزنم +وایییی خدا خفت نکنه دختر چرا بهم نگفتی کلاس تموم شده _😂 حالا چته انقد حالت گرفتس +هیچی باو بیخی بیا بریم کلاس بعدی شروع شد _بریم در حال رفتن به کلاس بودیم که کامیار جلوم سبز شد +سلام سوگل خانوم خوب هستید _مرسی اقای افرا بفرمایید +ببخشید مزاحمتون شدم میتونم جزوه تونو داشته باشم_متاسفم بهش نیاز دارم با اجازتون و ولش کردم رفتم والا چند بار به روش خندیدم پررو شد با اینکه جز پسرای خوشتیپ دانشگاه بود ازش خوشم نمیومد خیلی از دخترا رو بازی داد و ولشون کرد در کل ولش کردم کلاس که تموم شد نیاز گفت داداشش میاد دنبالش منم تو راه رفتن به خونه بودم که با دیدن بستنی فروشی نیشم شل شد و رفتم بستنی بخرم سوییچ و برداشتم و رفتم داخل تا بستنی بگیرم که با دیدن صحنه ی روبه روم دهنم باز موند اراد با یه دختر به شدت جلف اونجا نشسته بودن و دختره همش اراد و نوازش میکرد منم فرصت و برای تلافی غنیمت شمرد و صدامو انداختم پس کلم +اراد بی همه چیز بهت خوش میگذره من و حامله کردی ولم کردی رفتی با این دختره و برای واقعی سازی چند قطره هم اشک ریختم دختره که کپ کرده بود ارادم قرمز شده بود دختره اراد و یه کشیدی محکم زد و اومد سمت من _عزیزم ازت معذرت میخوام من نمیدونستم این همچین ادمیه من و ببخش منم با یه لبخند دختره رو راهیش کردم رفت اراد اومد سمتم دستشو برد بالا که بزنه منم دستشو گرفتم و گفتم اقا اراد الان دو هیج به نفع من بای گلم
بفرمایید بشینید سرجاتون خانم افشاریان تا دوباره این قسمت و توضیح بدم نشستم سرجام اما ضربان قلبم سر جاش نبود احساس میکردم هران ممکنه قلبم از جاش دربیاد یا صداشو همه بشنون تا اخر کلاس نفهمیدم چیشد فقط متوجه شدم کلاس خیلی وقته تموم شده و من هنوز نشستم و اراد سریع شروع کردم به جمع کردن وسایلم داشتم میرفتم که دستم توسط اراد کشیده شد و افتادم تو بغلش عجب عطر تلخی زده بود لامصب ادمو میبرد تو فاز +18قشنگ سرمو بلند کردم که با چشمای ابیش مواجه شدم اونم تو چشمام زل زده بود و یه پوزخند رو لباش بود چرا از این پوزخند دست بر نمیداره منم پررو زل زدم تو چشماش اروم دستمو بردم سمت موهاش و پامو سفت گذاشت رو پاش و با دستم گوششو سفت کشیدم که اخش دراومد اخیییش خیالم راحت شد +اخ ولم کن دختره ی وحشی _وحشی خودتی بار اخرت باشه حتی دستتم بهم بزنی وگرنه میکشمت+با یه پوزخند زل زد تو چشمام و گفت پس کشتن دیگران هنر خانوادگیتونه ها ؟؟؟پس منتظر تلافی باش و راهشو کشید تا بره _بی صبرانه منتظر تلافیتم اما فعلا یک هیچ به نفع من و زودتر از اون راهمو کشیدم و از کلاس رفتم بیرون اوفففف شانس اوردم لعنتی چشماش کاری میکنه از خود بی خود شی رفتم پیش نیاز و کنارش نشستم _ااا اومدی تو هپروت بودی گفتم خلوتتو بهم نزنم +وایییی خدا خفت نکنه دختر چرا بهم نگفتی کلاس تموم شده _😂 حالا چته انقد حالت گرفتس +هیچی باو بیخی بیا بریم کلاس بعدی شروع شد _بریم در حال رفتن به کلاس بودیم که کامیار جلوم سبز شد +سلام سوگل خانوم خوب هستید _مرسی اقای افرا بفرمایید +ببخشید مزاحمتون شدم میتونم جزوه تونو داشته باشم_متاسفم بهش نیاز دارم با اجازتون و ولش کردم رفتم والا چند بار به روش خندیدم پررو شد با اینکه جز پسرای خوشتیپ دانشگاه بود ازش خوشم نمیومد خیلی از دخترا رو بازی داد و ولشون کرد در کل ولش کردم کلاس که تموم شد نیاز گفت داداشش میاد دنبالش منم تو راه رفتن به خونه بودم که با دیدن بستنی فروشی نیشم شل شد و رفتم بستنی بخرم سوییچ و برداشتم و رفتم داخل تا بستنی بگیرم که با دیدن صحنه ی روبه روم دهنم باز موند اراد با یه دختر به شدت جلف اونجا نشسته بودن و دختره همش اراد و نوازش میکرد منم فرصت و برای تلافی غنیمت شمرد و صدامو انداختم پس کلم +اراد بی همه چیز بهت خوش میگذره من و حامله کردی ولم کردی رفتی با این دختره و برای واقعی سازی چند قطره هم اشک ریختم دختره که کپ کرده بود ارادم قرمز شده بود دختره اراد و یه کشیدی محکم زد و اومد سمت من _عزیزم ازت معذرت میخوام من نمیدونستم این همچین ادمیه من و ببخش منم با یه لبخند دختره رو راهیش کردم رفت اراد اومد سمتم دستشو برد بالا که بزنه منم دستشو گرفتم و گفتم اقا اراد الان دو هیج به نفع من بای گلم
- ۷.۷k
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط