چه بی احساس رد میشی...

چه بی احساس رد میشی...
چه با احساس می خندی...
فقط رو زندگی من،ولی چشماتو می بندی
به تو نزدیک تر میشم،تو از من دورتر میشی...
دارم دیوونه تر میشم،داری مغرورتر میشی...
هنوزم پای تو گیرم،هنوزم روتو حساسم...
یه کاری با دلم کردی که هیچکی رو نمیشناسم...
کسی حال منو جز تو نمیدونه، نمیپرسه...
نرو می ترسم از رفتن، تو اینجایی دلم قرصه....
دیدگاه ها (۱)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒صبح روز بعدمانیا وارد اتاق جیمین شد+ صب...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

اعتیاد من بهت.

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

نشان سوخته.

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط