........

........
چه کنم هرچه قلم ، نقش زند کاغذِ دل
عاقبت زمزمه ای قافیه دار است دلم

در پیِ شعر سفیدم ولیکن بَرِ عشق
مثنوی خوان و غَزَلواره ی یارست دلم

چه کنم صحبت زیبایی چشمانت را
هرکجا بانگَم زدم ، شعر و شعارست دلم

دل به تضمین گل روی تو در تمرین است
این سیه مشقِ خطِ زلفِ نگارست دلم

صد غزل دل به فدای غزلِ چشمانت
که به آوازِ نگه زخمه ی تارست دلم

گنهم نیست مگر شُربِ شراب چشمت
که از آن متهم ِ فسق و قمارست دلم

قاضی عشق قصاصی به نِگَه فرمودند
از همان روز دگر بر سرِ دارست دلم

باز هم شهد غزل ریخت به کامِ سخنم
چه کنم با تو ، بر این قول و قرارست دلم........
دیدگاه ها (۴)

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنمکه زبانی چو بیان تو ندارد سخ...

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنمکه زبانی چو بیان تو ندارد سخ...

زهرا جهانی شاعر بابلسری

مهرداد راست پور

💕🫂... درمیان دست هایت عشق پیدا میشودزیر باران نگاهت نسترن وا...

غزلی زیبا از حافظ

همه‌ی آرزوهام با رفتن تو مُردن ❤️‍🩹#میخواهم_زنده_بمانم #پدرا...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط