الارا لیرا را به اتاق زیرشیروانی خانهاش برد جایی که پر از کتابهای کهنه ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒉𝒓𝒆𝒆
────⟡────
اِلارا لیرا را به اتاق زیرشیروانی خانه‌اش برد. جایی که پر از کتاب‌های کهنه، گیاهان خشک شده و اشیاء مرموز بود. او جعبه‌ی چوبی منبت‌کاری شده‌ای را از زیر یک قالیچه‌ی کهنه بیرون آورد. نقوش روی جعبه، درختانی پیچ‌خورده و ستارگانی در حال سقوط را نشان می‌دادند.

"این جعبه متعلق به مادرت بود،" اِلارا گفت و آن را به لیرا داد. "و او آن را از مادرش به ارث برده بود. این فقط یک جعبه نیست، لیرا. این دروازه‌ای به سوی خاطرات و قدرت گمشده‌ی توست."

لیرا جعبه را باز کرد. درون آن، دفترچه‌ای قدیمی با جلدی از چرم سیاه و بلوری مات به رنگ خاکستری تیره قرار داشت. بلور، سرد و سنگین بود، اما با گرفتن آن در دست، لیرا حس کرد جریانی از انرژی در رگ‌هایش دوید. صداهایی شنید؛ زمزمه‌های باستانی، نجواهایی از درختان و فریادهایی که در باد گم شده بودند.

"این بلور، زمزمه‌گر است،" اِلارا توضیح داد. "می‌تواند حقایق پنهان و پژواک‌های گذشته را برای تو آشکار کند. و این دفترچه، تاریخچه‌ی خاندان تو و جادوی گمشده‌ی اِلدوریاست. مالاکور به دنبال گوهر است تا تعادل جهان را بر هم بزند. تو باید قبل از او به گوهر برسی و از قدرت آن برای محافظت از اِلدوریا استفاده کنی."

اینو کم نوشتم ولی امروز شاید پارت چهار رو بزارم لایکاشو برسونید ۱۰ تا میزارم ، تظرتون؟
────⟡────
#کیپاپ #داستان #فانتزی #رمان #تاریک #کیدراما #سریال #سئول #ژاپن #استری_کیدز #ادیت #کره_جنوبی #فلیکس #تیک_تاک #پینترست #هیونجین #سریال_کره_ای #اسپا #انهایپن #سولی #ناراحت #عشق #نسبت‌ #فالو #لایک #لینو #بی_تی_اس #کیپاپ #اکسپلور #جیسو #جنی #لیسا #بیبی_مانستر #ایتزی #ویسگون #تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۸)

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒇𝒐𝒖𝒓────⟡────لیرا با چشمان گشاد شده به دفترچه و بلور خی...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑭𝒊𝒗𝒆────⟡────لیرا قدم در جنگل‌های اِلدوریا گذاشت. سایه‌...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒘𝒐────⟡────یک روز، هنگامی که خورشید با رنگ‌های نارنجی ...

⁀➷ ౨ৎ˚⋆˚࿔ ࿐𝓝𝓮𝔀 𝓟𝓸𝓼𝓽────⟡────𝐼 𝐻𝑜𝑝𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐼𝑡────⟡────✧ 𝑾𝒉𝒊...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط