حکایت تو با من

حکایت تو با من
حکایت باران ِ بی امان است
بر تن نحیف ِ برگ!
دیدگاه ها (۴)

و پاییز …حکایت عشق زنجیر وار برگ هاست... 🍁 #شب_پاییزیتون_زیب...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

تن سپر کردیم پیش تیر باران جفاهرچه زخم آید ببوسیم و ز مرهم ف...

🍁🍂 کم کم دفترِ نارنجیِ #پاییزهم بسته می شودچه دلخوش به انتظا...

نامِ تو پناه است نگاهِ تو امانآغوشِ تو ‌دلبازترین جایِ جهان....

و شـاید پاییز...حکایتِ عشقِ زنجیروارِ برگ‌هاستهرکدام به خاطر...

اتاقم میده بوی تن تو... :)

کابوس جنگی نتانیاهوحتی تو خواب هم در امان نیستی...#خون‌آشام

آسمانِ شبهاى پاييز🍂💫حسابش با همه ى شب ها فرق دارد..."شب بخير...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط