¹⁸
¹⁸
یه لحظه رفتم تو شک نمیدونستم خوش حال باشم یا ناراحت
بعد جونگ کوک به همراه بادیگارد ها رفت و جنازه سوهو رو برداشتن و خلاصه اینا موقع خاک کردنش رسید اما فقط منو جونگ کوک بودم بادیگارد خبر آمد سوهو کشته شده و کسی که کشتتش پدربزرگش بوده بخاطر این که قبول نکرده تویه آمریکا باشه
بعد از دو ماه من و جونگ کوک ازدواج کردیم
و....پایان
یه لحظه رفتم تو شک نمیدونستم خوش حال باشم یا ناراحت
بعد جونگ کوک به همراه بادیگارد ها رفت و جنازه سوهو رو برداشتن و خلاصه اینا موقع خاک کردنش رسید اما فقط منو جونگ کوک بودم بادیگارد خبر آمد سوهو کشته شده و کسی که کشتتش پدربزرگش بوده بخاطر این که قبول نکرده تویه آمریکا باشه
بعد از دو ماه من و جونگ کوک ازدواج کردیم
و....پایان
- ۵۴۹
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط