مو هایش سپید گشت...

مو هایش سپید گشت...
کودکی که دفترخاطراتم را میخواند…
چون با سر کردمش تو گونی آرد که بفهمه دفتر خاطرات شخصیه ……کاملا شخصی
دیدگاه ها (۱)

رومانتیک ترین لب؟؟؟ وبزرگترین سینه کدومه؟رومانتیک ترین لب لب...

یـــا همیـن الان یڪیـتـون میـاد عاشقــم میـشہ یاخـودم میـام ...

یه عشق هم ندارم‎!!!به درک که ندارم‎عوضش یه عالمه دوستای کصاف...

آمد رمضان و مقدمش بوسیدم در رهگذرش طبق طبق گل چیدم من با چه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

بقیش (خارو مادر ویسگون...)●لباس کاکاشی، بین ارنج و پهلوی اوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط