برای چشم او

برای چشم او ؛
باید کتاب و دیوان گفت !
نمی‌شود که او
یک بیت مختصر باشد . .
اگر مانده بودی تو را می‌سُرودم .
دیدگاه ها (۰)

قبر‌های کهنه را باران فقط تر میکند ،دیر میفهمی چه ساده می‌شو...

وقتی برآورده نشدی دیگه آروزیی نکردمغرق خاطرات کسایی شدیم که ...

' شکوفه‌ها باز می‌شوند، اما در قلب من چیزی خشکیده است که دیگ...

.میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند اما هیچ یک اثر انگشت ...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

گفتم که بیا پرواز کنیم و رها شویم، ولی تو وابسته ی خواندن، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط