قصد جنگم نبود

قصد جنگم نبود
تا چشم باز کردم
خود را در کارزار نگاهش
گرفتار دیدم

#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۳۴)

جبر همان قیچی بودکه کوتاه کرددست مرا از موهایش#امیرعلی_قربان...

هیزم اتش کابوسی از جهنم است برای درختی که دست قضا او را اند...

پدرم شعر حماسی دوست داشتو مادرم ترانه های شیرازی را زمزمه می...

داشتن اترویایی بود کهنه مختص من بود و نهبه اختیار مناما ارزو...

انگار دیروز بود با بچه های همسایمون بازی میکردمچشم باز کردم ...

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی...

پارت 131

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط