درد بی درمان من امشب برس بر داد من

درد بی درمان من امشب برس بر داد من
گوش کن درد مرا این ناله و فریاد من
ریشه کرده عشق تو در قلب و احساسم دگر
مانده عشقت تا ابد در سینه و در یاد من
تازه وارد بوده ام من در کلاس عاشقی
چشم تو بوده عزیز در این کلاس استاد من
عشق تو بودش عزیز داروی قلب خسته ام
از غمت حالا ولی عشقت شده جلاد من
نوش دارویی عزیز پس کی به دادم می رسی
مرهم درد دلم امشب برس بر داد من
دیدگاه ها (۱)

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

dark life = 17

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

مولاناجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح منی، جان منی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط