یه شب خواب دیدم اون دنیا خدا ازم پرسید: وقتی همسایه ات گر

یه شب خواب دیدم اون دنیا خدا ازم پرسید: وقتی همسایه ات گرسنه بود کجا بودی؟
منم گفتم: خداجون خودت کجا بودی؟ . . خیلی حال داد...
ولی بعدش یادم نیست سرب داغ رو با قیف ریختن یا با شیلنگ.... :-(
:-|
:-)
دیدگاه ها (۲۱)

⁉️ میگه اگه اون دنیا خدا از ما پرسید وقتی همسایه ات گرسنه بو...

پارت پانزدهم ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لب...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط