از مرگ نـــمی ترسم

از مرگ نـــمی ترسم
من فقط نگرانم
که در شلوغی آن دنیا
مــــادرم را پیدا نکنم ...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود مادرم

مادر ، من هرگز بهشت را زیر پات ندیدم ؛ زیر پای تو آرزو هایی بود که از آن گذشتی به خاطر من

مادر
روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت چند زمستان برف نشسته است تا من به بهار رسیده ام !!


به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود دنیا را برای خود جهنم کردند !!

به سلامتی مــــــــــادر ها
دیدگاه ها (۵)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :شباهت‌هایی بین این عال...

قسمت ۶

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :هیچ کار خدا مخالف و مغ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

Nine

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³¹(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط