🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 باران گرفته ، باز دلم گشته بیقرار

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 باران گرفته ، باز دلم گشته بیقرار
دردت اشاره کرده به چشمم « کمی ببار»

می خواستم غزل بسرایم در این هوا
با واژه های خیس ، غم و دردِ انتظار

اینبار خواستی به خیالم سفر کنی
حتما برای قافیه ها چتر هم بیار

فرقی نمی کند که در آنسوی جنگلی
یا روی ماسه یا وسطِ دشت و لاله زار

اینجا ، درونِ کلبه ی تنهایی منی
ای تک سوارِ فاتحِ قلبم ، بزرگوار

بغضم ، ردیفِ آخر این گفتگو ، شکست
مهمانِ چشمهای تو هستم ، تو هم ببار 😔 😔 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃
دیدگاه ها (۱)

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

@taninباران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چش...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط