تمام شوقم این بود

تمام شوقم این بود

رودها را یکی پس از دیگری کنار بگذارم

و به دریا برسم

به تو

به عمق یک آبی بیکران

به دنبال آرامش

امــا

برایم شدی همان طوفان ناخواسته

همان طوفانی که نه راه پس میگذارد

و نه را پیش

در تو غرق شدم

و خیره به نوری که در طی فرو رفتنم

به اعماق بی کسی از من دورتر و دورتر میشد...

حال

بگذار موج، این جسم بی جان

را به ساحل ببرد...

چـرا

نامهربانی می کنی؟!
دیدگاه ها (۱)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

تمام شوقم این بودرودها را یکی پس از دیگری کنار بگذارمو به در...

عاشقانه

امشب  دلم تنگ است و غم بسیار دارد غم های بسیار و کمی کشدار د...

اواز من در دریاست دریا اغاز دنیاست

دریا بی...تو را نگاه می کنمخورشید چند برابر می شود و روز را ...

️آیا هرگز در معرض غرق شدن قرار گرفتی؟در یک آن زیر پات خالی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط