زوجی با زمین تا آسمان تفاوت 👫🌎☁️
زوجی با زمین تا آسمان تفاوت 👫🌎☁️
پارت۱۲
از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی پاتی یا همون چت جی پی تی دست به قلم شد🥸🎀)
[همچنان داخل عمارت...]
گیو:*هنوز خیلی آروم دستش روی شکم شینوبو بود.*
شینوبو:*با لبخند بهش نگاه میکرد.*
شینوبو: گیو-سان...🙂
گیو: ...هوم؟
شینوبو: هنوز باورش برات سخته...درسته؟
گیو:*آروم سرش رو تکون داد.*...هرچی بهش فکر میکنم...بازم برام عجیبه.
شینوبو:*لبخند زد.* برای منم همینطوره...
گیو:*چند لحظه سکوت کرد.*
گیو: ...مراقب خودت باش.
شینوبو:*متعجب نگاهش کرد.*
شینوبو: هه...؟
گیو: از امروز...دیگه فقط مسئول خودت نیستی.
شینوبو:*لبخندش آروم بزرگتر شد.*چشم...🙂🌸
گیو:*بعد از چند ثانیه مکث...*
گیو: ...از این به بعد...کارای سنگین انجام نده.
شینوبو:*یواش خندید.*گیو-سان...
گیو: ...هوم؟
شینوبو: الان خیلی شبیه یه پدر نگران شدی.😂🎀
گیو:*برای اولین بار لبخند خیلی کوچیکی زد.*...شاید.
شینوبو:*با دیدن لبخندش چند لحظه ساکت موند.*
شینوبو:*تو ذهنش: چقدر دلم میخواست بیشتر لبخند بزنه...🥹💖*
(همون موقع...تق...صدای در عمارت اومد.)
شینوبو و گیو:*هردوشون به سمت در نگاه کردن.*
ادامه دارد....🗿🎀
نویسنده ✍️:
خوووووو🥹🎀گیو-سان از الان تبدیل به بابای نگران شدددددد😂💖به نظرتون پشت در کیه؟🤓🎀نظرتون؟🤓تو کامنت بگینننن🎀کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖
پارت۱۲
از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی پاتی یا همون چت جی پی تی دست به قلم شد🥸🎀)
[همچنان داخل عمارت...]
گیو:*هنوز خیلی آروم دستش روی شکم شینوبو بود.*
شینوبو:*با لبخند بهش نگاه میکرد.*
شینوبو: گیو-سان...🙂
گیو: ...هوم؟
شینوبو: هنوز باورش برات سخته...درسته؟
گیو:*آروم سرش رو تکون داد.*...هرچی بهش فکر میکنم...بازم برام عجیبه.
شینوبو:*لبخند زد.* برای منم همینطوره...
گیو:*چند لحظه سکوت کرد.*
گیو: ...مراقب خودت باش.
شینوبو:*متعجب نگاهش کرد.*
شینوبو: هه...؟
گیو: از امروز...دیگه فقط مسئول خودت نیستی.
شینوبو:*لبخندش آروم بزرگتر شد.*چشم...🙂🌸
گیو:*بعد از چند ثانیه مکث...*
گیو: ...از این به بعد...کارای سنگین انجام نده.
شینوبو:*یواش خندید.*گیو-سان...
گیو: ...هوم؟
شینوبو: الان خیلی شبیه یه پدر نگران شدی.😂🎀
گیو:*برای اولین بار لبخند خیلی کوچیکی زد.*...شاید.
شینوبو:*با دیدن لبخندش چند لحظه ساکت موند.*
شینوبو:*تو ذهنش: چقدر دلم میخواست بیشتر لبخند بزنه...🥹💖*
(همون موقع...تق...صدای در عمارت اومد.)
شینوبو و گیو:*هردوشون به سمت در نگاه کردن.*
ادامه دارد....🗿🎀
نویسنده ✍️:
خوووووو🥹🎀گیو-سان از الان تبدیل به بابای نگران شدددددد😂💖به نظرتون پشت در کیه؟🤓🎀نظرتون؟🤓تو کامنت بگینننن🎀کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖
- ۱.۱k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط