《نوری در دنیای مرده ها》

《نوری در دنیای مرده ها》

پارت ⁸

ویو تهیونگ

لعنت به خودم (پسرم اصلا کار تو نبوده) آخه چرا من مقصرم من فقط میخواستم عشقم رو نجات بدم همین.

میخواستم برم پیشش که یکی دستم رو گرفت برگشتم.
جیمین بود.

جیمین: داداش اشکال نداره بزار تا گریه کنه حق داره رفیقش بوده.

تهیونگ: راست میگی همش تقصیر منه.

جیمین: نه اصلا کاره سرنوشت بوده همین.

تهیونگ: نمیدونم.

ویو یونا

شروع کردن گریه کردند همین جور گریه میکردم.

که یکی دستش رو گذاشت روی دوشم نگاش کردم تهیونگ بود.

یونا: برو.

تهیونگ: یونا لطفا اینجوری نکن.

یونا: چرااا آخخ چرااا؟؟؟؟

داد زدم.

تهیونگ بلند شود.

تهیونگ: مگه من اون کارو کردم که داد میزنی؟

یونا: آره کاره تو بود.

تهیونگ معلوم بود ناراحت شود و عصبی بود و رفت.

میدونم هایون رفیقم بود ولی تهیونگ هم عشقمه نباید اونجوری میگفتم.

بلند شودم.

چشم هام فکر کمپ پف کرده بود.

دنبال تهیونگ میگشتم نبود.

رفتم پیش جیمین.

یونا: جیمین تهیونگ رو ندیدی؟

جیمین: فکر کنم رفت بیرون.

یونا: ممنونم.

جیمین: خواهش.

رفتم بیرون دیدم نشسته دستش رو به صورتش میکشه.

رفتم سمتش دیدم داره گریه میکنه.

یونا: تهیونگ.

تا صدام رو شنید سرش رو برگردند و سریع اشک هاش رو پاک کرد.

تهیونگ: جونم؟

رفتم داخل بغلش.

یونا: ببخشید واقعا ببخشید من نباید اونجوری میگفتم که ناراحتت کنم منو ببخش تهیونگ.

گریم گرفت.

یونا: لطفا.

تهیونگ: من که ناراحت نشودم عشقم.

ویو تهیونگ

روی موهاش بوسه ای کاشتم.

سخت بغلش کردم.

تهیونگ: توهم منو ببخش چون نباید جلوت رو میگرفتم.

یونا: نه در اصل کاره خیلی خوبی کردی.

تهیونگ:واقعا؟

یونا: آره پسرم.

تهیونگ: شیطون نشو که پسرت باهات یک کاری میکنه ها.

یونا: باشه غلت کردم.

تهیونگ: نه نه دیگه این حرف رو نزن زندگیم.

گونه سردش رو بوسیدم.

تهیونگ: بریم داخل خونه؟

یونا:آره.

بلند شودیم رفتیم داخل خونه.

جونگ کوک و آلیا: من گرسنم هست.

شوگا: خوب چیکار کنیم.

هستی: بنظرم بخوابین؟

جیمین: آره بخوابید.

که یهو......

ادامه دارد......
خوب دوتا پارت آپ کردم پارت ۹ هم میزارم🎀
فقط خوب حمایت کنید مرسی💞💫
۴۰ تایی مون هم مبارکک🎊🎊😭🫂
دیدگاه ها (۸)

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت : ۱۳ ویو me:ا.ت و جیمین از حموم اومدن بیرون و لباس پوشی...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط