پارت امتحان عشق

---

پارت ۱۳: امتحان عشق

چند روز بعد، زمانی که مایکی مشغول بررسی تهدیدات جدید گنگ بود، ا/ت به او نزدیک شد. نگاهش جدی و پر از اطمینان بود.

ا/ت گفت:
«مایکی… من نمی‌خوام ازت جدا باشم، حتی وقتی همه چیز خطرناکه. کنار تو بودن، امن‌ترین جاییه که می‌تونم باشم.»

مایکی برای لحظه‌ای سکوت کرد، نگاهش پر از احساس و قدردانی بود. سپس دستش را گرفت و گفت:
«ا/ت… تو شجاعتت و اعتمادت بهم، حتی از خودم بیشتره. ممنونم که هستی.»

در همان لحظه، هر دو احساس کردند که پیوندشان دیگر غیرقابل شکست است. حتی تهدیدات بیرونی و ترس‌هایشان نمی‌توانست چیزی از عشق و اعتمادشان کم کند.

آن روز، ا/ت ثابت کرد که عشق واقعی، قدرت مقابله با هر خطر را دارد و مایکی فهمید که هیچ چیزی ارزشمندتر از حضور ا/ت در کنار او نیست.


---
دیدگاه ها (۰)

---پارت ۱۴: روبرو شدن با حقیقتیک عصر، مایکی و ا/ت در کنار رو...

---پارت ۱۵: پایان خوشچند هفته بعد، گنگ بونتن دوباره آرامش نس...

---پارت ۱۲: تصمیم مهم مایکیبعد از تهدید اخیر، مایکی شب‌ها به...

---پارت ۱۱: تهدید دوباره دشمنچند روز بعد، گنگ بونتن با تهدید...

چندشاتی جونگکوک(پارت۶)

من تصمیم گرفتم تا اینترنت ضعیف نشه پارت ها رو بنویسم. ...

#درخواستی #تکپارتیوقتی از آمپول میترسی..... ا/ت از دیشب تب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط