دختری سُرخ‌و سفید از کوره‌ی شَهریوَری ...

دختری سُرخ‌و سفید از کوره‌ی شَهریوَری ...
مثلِ برف اما تو را باریده ابرِ آذری ... طرحِ اندام دل‌انگیزَت قیامت می‌کند
خوش‌قَواره، تَرکه‌ای، با فوت‌و فَنِ دلبری ... در بیاوَر با دو چشمِ خود دَمار از روزگار
با همان نازی که بر سَرها بَلا می‌آوری ... دلبرانِ گرگِ باران دیده‌ی خوش آب‌و رنگ
ریخته...‌اما تو از یک آبرنگِ دیگری ... گیسوانَت را به دستِ باد باید بسپری
باز کن دیگر گِره از کارِ ما و روسَری ... یوسفِ پاکیزه‌ی اهلِ تَعالی نیستم
کی به‌خلوت چون زلیخا جامه از تَن می‌دَری ... گر چه با تَسخیر قلبت بارِ خود را بسته‌ام
باید این دیوانه‌را تا مَهدِ آغوشت بَری ... دَست‌هایت را به گردِ بازوانَم حلقه کن
تا کنم عشق خودم را با تو ثبتِ مَحضَری ...
#اووووووووففففف 😄 🙈 🙈 🙈 🙈 🙈 😄
❤ ️❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۲۸)

مسیرت که درست باشد ؛نه از بی مهریِ آدم ها دلت می گیرد ،نه با...

ﺧﺪﺍﻳﺎ،ﺩﻟﻢ میخواهد ﺩﻓﺘﺮم ﺭﺍ باز ﻛﻨﻢو ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻛﻨﻢ ﺍﻟﻔﺒﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭ...

شادم از روزی کهکبوتر شعر منجلد بام تو باشدبه هر سوی بال دهم ...

زن‌ها می‌توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند... آواز بخوانند......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط