وقتی میخوان ی بزرگ یا ی پهلونو زمین بزن اول ی کاری میکنن

وقتی میخوان ی بزرگ یا ی پهلونو زمین بزن اول ی کاری میکنن بی ابرو بشه
تو کربلا همین بلا رو سر عباس اوردن
شمر لعنت خدا بهش اومد نزدیک خیمه ها فریاد زد عباس بیا برات امان نامه اوردم عباس دست ب شمشیر شد تا سرشو جدا کنه اما امام حسین نذاشتش
شمر خدا لعنتش کنه ب عباس گفت ی رابطه فامیلی دور داریم باهم برا همین امان نامه اوردم
عباس خیلی خجالت کشید
شمرو روند از اونجا
اما عباس سر ب زیر پر از خجالت
مقتل نوشته روش نشد ب خیمه برگرده
رفت پشت خیمه ها سرشو چسبوند ب زانوهاش
یهو ی دست رحمت ی دست حیدری نشست رو شونش دید خواهرش زینبه
حضرت زینب بهش گفت عباس هیچکس تو خیمه باور نکرد ک تو امون نامه رو قبول کردی
دیدگاه ها (۲)

اولین اوسی گاوا نوبلا☝اسم : پریزادفامیلی : طبیعتسن : ۱۸ زندگ...

رمان تو خود منی

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط