چه زود دیر میشود

چه زود دیر میشود
برپا . . .
برجا . . .
بابا آب داد . . . بابا نان داد
و امروز چقدر دلتنگ آن روزهاییم
و هرگز نفهمیدیم
که چرا برای بزرگ شدن
این همه بی تاب بودیم
دیدگاه ها (۷)

گــاهــی مــجــبــوری بــرای راحــتــ کــردن خــیــال دیــگـ...

دلتنگ که میشوی دیگر انتظار معنا ندارد یک نگاه کمی نامهربان ی...

هیچ کس :/

خــیــلــی پَــســتِ...اونــی کــه رازهــای زمــانِ دوســتــ...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نم...

بهرام:مهدی جان…ما تقاصِ چی رو داریم پس می‌دیم، مولاجان؟کدوم ...

ما خیلی کوچیکیم...در مقایسه با وسعت خیره کننده‌ی کهکشان ها م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط