هر زمان...

هر زمان...
شعرِ مرا میخوانی..
زیر لب می گویی طبع شعرَت زیباست‌.
کی شدی شاعرِ شعرهای سپید... ؟
چه غمِ سنگینی...
که نمیدانی تو، شعرهایَم...
همه از گوشه یِ..
چشمانِ تو
بر میخیزد..
وَرنه من را چه به احساسِ سپید..
دیدگاه ها (۱)

شب‌ها ؛ تمام دلخوشی‌هایمدر آغوش توبودن است ؛و این خیال ِ من ...

بگذار صبح؛گونه هایت را ببوسم،عطر نفس هایت مرا سیراب کند ..بگ...

دردِ بی درمان شنیدی؟حالِ من یعنی همین!بی تو بودن،درد دارد......

تاوقتیتو درکنارم هستیصبح که هیچتمام لحظه های زندگی من بخیراس...

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس دو سه خط از من بیمار و پریشا...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط