بازوان من به بالشت ات حسادت میکند
بازوان من به بالشت ات حسادت میکند
پنجه ام از شانه ی مویت شکایت میکند
چشم من در حسرت موی بلند ات مانده چون
دلبرم خیلی حجابش را رعایت میکند
این قشون پلک هایت را تکان کمتر بده
تیر مژگانت به قلب من اصابت میکند
بوسه و آغوش تو نه بلکه یک لبخند تو
درد بی درمان قلبم را طبابت میکند
مادرم گفته اگر از من ملاقاتی کنی
بر سر سجاده اش حتما دعایت میکند
دارم امید اینکه می آیی... تو نومیدم نکن
هر طبیبی از مریض خود عیادت میکند
دل خوشیه عاشقان در پاکیه معشوقه هست
ای خدا لعنت بر آنکس که خیانت میکند
حسین طاهری
پنجه ام از شانه ی مویت شکایت میکند
چشم من در حسرت موی بلند ات مانده چون
دلبرم خیلی حجابش را رعایت میکند
این قشون پلک هایت را تکان کمتر بده
تیر مژگانت به قلب من اصابت میکند
بوسه و آغوش تو نه بلکه یک لبخند تو
درد بی درمان قلبم را طبابت میکند
مادرم گفته اگر از من ملاقاتی کنی
بر سر سجاده اش حتما دعایت میکند
دارم امید اینکه می آیی... تو نومیدم نکن
هر طبیبی از مریض خود عیادت میکند
دل خوشیه عاشقان در پاکیه معشوقه هست
ای خدا لعنت بر آنکس که خیانت میکند
حسین طاهری
- ۲.۰k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط