اول قدم از عشق سر انداختن است

اول قدم از عشق سر انداختن است

جان باختن است و با بلا ساختن است

اول این است و آخرش دانی چیست؟

خود را ز خودی خود بپرداختن است
دیدگاه ها (۱)

بوی سیب آمد مرا از باغ جانمست گشتم سیب خوردن می رومعیش باقی ...

دلم می سوزَد از دَرد و چه سازم؟ که دَرد خویش را دَرمان ندیدم...

نــــگاهت جــــنگلی انـــــبوه داردنـــــگاهت انـــــدکی انـ...

باز یه بغض سرد و سنگیمثل صخره تو گلومهعکس اون چشمای نازت مثل...

به شرط آبرو یا جان، قمار عشق کن با ما🌸که ما جز باختن چیزی نم...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

جیهوپ آخرش اینجوری بود تو سر این بجای مغز چی گذاشتن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط