وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد

وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد
.
کار و بارت به غمِ چشم سیاهی بکشد
.

قصه ام قصه ی سرباز غریبی شده که
.
کار عشقَش به درِ خانه ی شاهی بکشد
.

این خودش حس غریبیست، نمیدانم چیست؟
.
اینکه هر روز مرا جانب راهی بکشد
.

عشق آن است که رودی سرِ عاشق شدنَش
.
جای دریا تنِ خود را ته چاهی بکشد
.

روزهاییست که در آتش خود میسوزم
.
آدمی خلق شده بار گناهی بکشد
.

گفته بودند که سیگار مضر است ولی
.
هر که عاشق شده رسم است که گاهی بکشد
.

در خودم غرق...، گدایی سرِ کوچه میگفت
.
وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد
.





امیر نظام دوست
دیدگاه ها (۴)

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

معامله p10آن شب، قبل از خواب، جونگ‌کوک کشوی کوچکش را باز کرد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۹: بازیِ اجبار و لبخندهای تلخسکوت...

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

p4

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط