مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت

مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت
مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش هایت
مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم
مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت
مرا روی بدان و یاری ام کن تا در آویزم
به شوق جذبه وارت تا فرو ریزم به دریایت
کمک کن یک شبح باشم مه آلود و گم اندرگم
کنار سایه ی قندیل ها در غار رؤیایت
خیالی ، وعده ای ،وهمی ، امیدی ،مژده ای ،یادی
به هر نامه که خوش داری تو ، بارم ده به دنیایت
اگر باید زنی همچون زنان قصه ها باشی
نه عذرا را دوستت دارم نه شیرین و نه لیلایت
که من با پکبازی های ویس و شور رودابه
خوشت می دارم و دیوانگی های زلیخایت
اگر در من هنوز آلایشی از مار می بینی
کمک کن تا از این پیروزتر باشم در اغوایت
کمک کن مثل ابلیسی که آتشوار می تازد
شبیخون آورم یک روز یا یک شب به پروایت
کمک کن تا به دستی سیب و دستی خوشه ی گندم
رسیدن را و چیدن را بیاموزم به حوایت
مرا آن نیمه ی دیگر بدان آن روح سرگردان
که کامل می شود با نیمه ی خود ، روح تنهایت


Mohªmmªð
دیدگاه ها (۲)

Mohªmmªð********اگر باید زنی همچون زنان قصه ها باشینه عذرا ر...

مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایتمرا باران صلا ده تا ببارم...

«هنگامه‌ی‌حیرانی» مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایتمرا باران...

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایتمرا باران صلا ده , تا ببارم...

🍁مرا عشقم صدایم کن🍁

غزلی که محمد بحرانی در رادیو شب خواندسه شنبه 3 بهمن 96.زنِ س...

مجلس ترحیم خودمخیلی زیباست پیشنهاد میکم با تامل بخوانیید:===...

مجلس ترحیم خودم...خیلی زیباست پیشنهاد میکنم با تأمل #بخونید:...

مجلس ترحیم خودم...خیلی زیباست پیشنهاد میکنم با تأمل بخونید:=...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط