یه آرمی چند روز پیش به طور اتفاقی تهیونگ رو تو رستوران Go

یه آرمی چند روز پیش به طور اتفاقی تهیونگ رو تو رستوران Golden Pig تو سئول دیده و این عکس رو ازش منتشر کرده و گفته :
من با دوستم مچا و تروالس رفته بودیم رستوران Golden Pig. وسط غذا خوردن، تروالس گفت:
«اون پسری که پشت سرت نشسته خیلی خوشگله.»
برگشتم نگاه کردم و همون لحظه گفتم:
«این شبیه کیم تهیونگ نیست؟»
به چپ و راست نگاه کردیم و مطمئن نبودیم… تا اینکه لبخند زد و همون لحظه هر دوتامون فهمیدیم که خودشه.
وقتی هنوز داشتیم رامنِ داخل ستمون رو آماده می‌کردیم، اون بلند شد که بره. موقع رد شدن از کنار میز ما، من دو سه بار صدا زدم:
«وی اوپا! وی اوپا!»
به محض شنیدن، تهیونگ لبخند زد، کمی خم شد و با دست برامون دست تکون داد.
بدون اغراق، قلبم داشت از سینه‌ام می‌زد بیرون
بعدش، تقریباً در فاصله‌ی یک قدمی میز ما، با همراه‌هاش (چند نفر بودن) و کارکنان رستوران شروع کرد به گپ زدن.
(احتمالاً صاحب رستوران هم بینشون بود؟ یونیفرم نداشتن، ولی یه خانم بود که کمک‌مون کرد گوشت رو کباب کنیم.)
تهیونگ کل این مدت می‌خندید و خیلی سرحال و پرانرژی صحبت می‌کرد.
بعد از سلام و خداحافظی، ما هم برگشتیم سر غذا خوردنمون.
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۶

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۱ | «انتخاب جیا»...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

پارت ۱۶

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔صبح روز بعد، مانیا مشغول آماده کردن صبح...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

سورا و رین

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط