تو رسیدی که یکی شاعری اش گل بکند

تو رسیدی که یکی شاعری اش گل بکند
چشمه ای خشک از این معجزه قل قل بکند

فوران کردن من هیچ، دماوند هم آه
روبروی تو بعید است تحمل بکند

باش در هیات آیینه و بگذار جهان
روزی از دیدن تصویر خودش هل بکند

اخم هایت خفه ام می کند ای کاش یکی
گره ی بین دو ابروی تو را شل بکند

آبشاری ست نماد منِ افتاده که عشق
عظمت می دهدش هرچه تنزل بکند

خوبی، اندازه ی انبوه بدی های زمان
که زمین در خودش احساس تعادل بکند
دیدگاه ها (۰)

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان رابنیاد مکن تو حیله و دستان راتو...

من دوستت دارمقد قشنگی چشماتقد عشقی که توی صداتهقد بزرگی دلتق...

اگه خدا بودمنمیذاشتم اونایی که قسمت هم‌ نیستن حتی یبار همو ب...

هرگز به آدمهابرای موندن در کنارتباج ندههمیشه به قدری محبت کن...

پارت ۶Sa:"اهااای ناری قناری."N:"چته؟"Sa:"دستشویی دارم."ناروت...

(سایه های خونی) part۳/ماشه را کشیدم .ی دفعه سرجاش بند شد،دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط