پارت ۱۹۰
پارت ۱۹۰
با تردید دست برداشتم و اونم برام بستش و دستش سمت پایین رفت که بین راه چنگش زدم
+خودم میتونم
-خیلی خوب...
این رو گفت و رفت رویه تخت نشستو بهم خیره شد ، بلاخره با هر سختی زیر نگاه سنگینش لباسام رو عوض میکنم و به سمتش برمیگردم ، حس میکنم یه لبخند محوی رویه لباشه البته برام خیلی تعجب اوره ، بلند شدو به سمتش اومد و دستش رو رویه شونه ام گذاشت
- آفرین عزیزم ، همیشه همینقدر حرف گوش کن باش تا اخر جمله ام بگم...افرین دختر خوبم
نگاهی به گردن خالی ام انداخت
-ملکه ی من که نباید گردنش خالی باشه، گردنبندت کجاست؟
+س..سنگین بود...گردنم اذیت میشد...
-درسته ، حواسم به این نبود که چقدر گردن ظریفی داری
به سمت اینه برگردوندمو بعد سمت کمدش رفتو کمی بعد با یه جعبه اومد و با ملایمت به دستم دادش
-بازش کن ...
با تردید دست برداشتم و اونم برام بستش و دستش سمت پایین رفت که بین راه چنگش زدم
+خودم میتونم
-خیلی خوب...
این رو گفت و رفت رویه تخت نشستو بهم خیره شد ، بلاخره با هر سختی زیر نگاه سنگینش لباسام رو عوض میکنم و به سمتش برمیگردم ، حس میکنم یه لبخند محوی رویه لباشه البته برام خیلی تعجب اوره ، بلند شدو به سمتش اومد و دستش رو رویه شونه ام گذاشت
- آفرین عزیزم ، همیشه همینقدر حرف گوش کن باش تا اخر جمله ام بگم...افرین دختر خوبم
نگاهی به گردن خالی ام انداخت
-ملکه ی من که نباید گردنش خالی باشه، گردنبندت کجاست؟
+س..سنگین بود...گردنم اذیت میشد...
-درسته ، حواسم به این نبود که چقدر گردن ظریفی داری
به سمت اینه برگردوندمو بعد سمت کمدش رفتو کمی بعد با یه جعبه اومد و با ملایمت به دستم دادش
-بازش کن ...
- ۱۰.۳k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط