رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان
میزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر بمان

روز شد ساعت، و ساعت شد دقیقه، مهربان
شد دقایق ثانیه، اینجا بهشت است، بی گمان

حلقه زد دستان پر مهرت، به دور گردنم
من در آغوشت، محیا، بهر حتی مردنم

این همه شادی، به لطف عشق تو آمد پدید
پاکتر از عشق ما، عالم به خود هرگز ندید

من تنفس میکنم عشق تو را هر صبح و شام
درکنارت شادمانم، ای نگار خوش خرام

عشق تو آتش فکنده بر دل اندوه و غم
دوستت دارم شده ورد زبانم، دم به دم

بهر عشق پاکمان، دایم خدا را شاکرم
با دعایی نامه ام را من به پایان میبرم

بارالها عشق را در سینه ها پاینده کن
مردمان را با محبت راهی آینده کن
دیدگاه ها (۹)

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

سید کریم امیری

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

عراقچی تو یکی گوه خور یمن نباش♨️عراقچی: آماده کمک به شروع گف...

♨️دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹آمریکا با برخی از هفت شرط ایرا...

مدالی به رنگ خون برای قاتلان میناب

📸 خشم برزیلی‌ها از دخالت آمریکا🔹 برزیلی‌ها از دخالت آمریکا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط