‌ تا تب لبهای تو

‌ تا تب لبهای تو
میگیرد ازمن ،اختیار

میشوم تسلیمِ آشوبِ
دلِ بی بندوبار

خیره ات میمانم ازبس
پینه میبندد نگاه

گاه هم میبویمت
میبوسمت دیوانه
دیدگاه ها (۱۴)

ســلام تقدیم به منیر دوستم با مرام خودم بفرما

‌ به آغوش تومحتاجم،پناه لحظه هایم شوچوابری پرزبارانم،رفیق گر...

بوسه کردم بر "لب" مستت دلم دیوانہ شداز غم چشماڹ مستت خانہ‌ام...

امیررر:باز دل من غرق تمنای کسی است که او از یاد من غافل است

چندپارتی (درخواستی) p2چرا نگفتی...؟ بغضی که سال‌ها توی دلش ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط