بی وفایی زیاد دیدم اما بی وفا نشدم 

بی وفایی زیاد دیدم اما بی وفا نشدم 

 

دلمو زیاد شکستن اما دلی نشکستم

 

زیادی زمین خوردم اما هیچوقت زمین نزدم

 

زیاد اشک ریختم اما اشک کسیو نریختم

 

اهای ادامای با معرفت یکمم با من خوش رفتاری کنین

 

دلم خیلی زخمیه اهای مردم به داد دلم برسین

 

دیگه نمیتونم جلو خون ریزی رو بگیرم

 

دوس دار وقتی مردم اونایی که عذابم دادن بیان سر قبرم

 

اشک بریزن و بگن ببخشید اما دیه وقتش نیست

 

منم اگه ازشون بگذرم دلم نمیگذره چشمام نمیگذره

 

اهای ادما وقتی میبینین یکی عاشقتون شده دلشو نشکونین

 

اخه با معرفت این چه کاریه اخه قربون تو بشم

 

کمی وجدان کمی انسانیت کمی . . .

 

از تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها شدن نمیترسم اگر خدا با من باشد

 

از مرگــــــــــــــــــــــــ نمیترسم اگر مادرم پیشم باشد
دیدگاه ها (۲)

اعتماد پارت|۱۴۵|

چرا تظاهر به فراموشی میکردی...چرا بهم دروغ گفتی...چرا اذیتم ...

×قسمت سیزدهم×پارت دومچ دستام درد گرفته بودیکم جابه جا کردمشو...

دختر بی حجابی بودم.....کلا اعتقادی به حجاب نداشتم......به مح...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هفتادو ششگیج و منگ به درخواستهایِ در گ...

دفتر خاطرات پارت بیست و هفت

از این لحظه نه مامان نه بابا نه عشق منم میشم دیواراز این لحظ...

#فنجانی_چای_باخداقسمت پنجاه نهمقسمت پنجاه و نهروز بعد به محض...

دفتر خاطرات پارت نوزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط