حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم

چشم هایم پُر خون ، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند

سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟√FATEMEH√
دیدگاه ها (۱)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حس و حال همه ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

.حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ...

حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت بهم شوق یک رابطه با حاشیه ها ری...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط