📜 غزلی قدیمی و منتشر نشده 📜

📜 غزلی قدیمی و منتشر نشده 📜

شهر وقتی با تو باشم از خبر پر می شود
کوچه و بازار از اهل نظر پر می شود

بس کبوترها به شوقت بی قراری می کنند
تا تو می آیی حیاط از بال و پَر پُر می شود

در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست
گاه یک دنیا فقط با یک نفر پر می شود

کاسه ی صبر من از شب گریه هایم سر نرفت
ظرف من دریاست, با باران مگر پر می شود؟

در قناعت بزم ما از دیگران رنگین تر است
سفره ی ما کوچک است و ساده تر پر می شود

خنده ات یک روز احیا می کند این عشق را
روزگاری این نمکدان از شکر پر می شود
دیدگاه ها (۱)

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

Seventeen

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

KIM V

🍒🌱شهر وقتی با تو باشم از خبر پر میشودکوچه و بازار از اهل نظر...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوشداروی لبانت مرهم و درمان ...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوشداروی لبانت مرهم و درمان ...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوشداروی لبانت مرهم و درمان ...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟ نوشداروی لبانت مرهم و درمان...

نازنینم دستهایت گرمی دستان کیست؟نوشداروی لبانت مرهم و درمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط