دوباره ارزو کردم به اغوش تو برگردم.با دستای گره کرده به ا

دوباره ارزو کردم به اغوش تو برگردم.با دستای گره کرده به این رویا سفر کردم.تموم ارزوی من تو چشمای تو پیدا شد . من از وقتی تورو دیدم جهانم شکل رویا شد
دیدگاه ها (۱)

تمام اشکهایتغصه هایت دردهایت غمهایت رنجهایت نگرانی هایت آشفت...

ﺍﮔـــﺮ ﺷــﺪﻩﺣﺘــﯽﺍﺷﺘﺒـــﺎﻫﯽ ...ﮐﻤــﯽ ﺑﻐﻞ ﮐﻦﺧﯿﺎﻟـــﻢ ﺭﺍ

تنها مرز میان ماهمین پراهنی ست که بر تن کرده ام مرا فتح کن ...

با تو!تا تو!بی تو!در هوایی که توییپرسه میزنمو...از آسمان تا ...

حرف‌های پایانی تهیونگ در روز دوم مونیخ:🐯: این تمام چیزی بود ...

عررر یه برنامه پیدا کردم به اسمه in honor of که بهش لقب نه...

دوستان این داستان واقعی است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط