گاهی اوقات

گاهی اوقات

احتیاج به یه آدمی داری٬
یه دوستی٬
که وایسته رو به روت
که توی چشمات نگات کنه
و محکم بزنه تو گوشت
که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه٬
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی٬ همون جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی٬
که بری بغلش٬
که بغلت کنه٬
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬
که سرت رو فشار بده توی گودی شونش٬
که تو چشمات رو ببندی٬
روی شونه ش گریه کنی٬
بلرزی٬
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »
دیدگاه ها (۳)

سناریو اسلیترین

شب التیام.

همون چیزها که ازشون میترسیهمش سرت میاد...امروز به اشتباه فکر...

حتما خونده بشه👍🏻توضیحاتی راجب فیک:خب جوجوها!من برای نوشتن هر...

زندگی‌ت کوتاه‌تر از اونیهکه حرومِ فکر کردن به زندگی دیگران ک...

سناریو پسرای اسلیترین

اعتیاد من بهت.

وقتی والیبالیست بودی‌...¹کالیرا..ملقب به والیبالیست افسانه‌ا...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟ ( part 2 )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط