باسیستم من بازی کن

باسیستم من بازی کن
پارت ۲
با کلی درد خودمو به بیمارستان رسوندم و ....دیگه هیچی نفهمیدم .
وقتی چشمامو باز کردم تو بیمارستان بودم و روی تخت ...فهمیدم عمل شدم پانسمان کرده بودنو دردم کم شده بود ساعت ۴ صبح بود و بهترین وقت برای جیم زدن ...
با مهارتی که داشتم از بیمارستان زدم بیرون ویه تاکسی گرفتم و به سمت مقر حرکت کردم
جانی ویو :
مورد مشکوک رو عمل کردیم بیهوش بود و امکان این که بره به کما بود اما در طی عمل علائم حیاتی تقریبا پایداری داشت و همین خیالمونو راحت میکرد که هی دم به دیقه بهش سر نزنیم اما باید تا فردا برای شرایت قطعی صبر میکردیم ....
اما اتفاقی که ازش میترسیدم افتاد ....
صبح وقتی همراه دکترا به اتاقش رفتیم اثری ازش نبود ....
جیمین ویو :
دیر کرده بود همه منتظرش بودیم که یهو تهیونگ برگشت گفت
: نمیاد یا مشگلی پیش اومده ...یا نمی خواد معامله کنه ....
ریچارد که این وسط خیلی عصبی از این که جونکوک دیر کرده بود فکر میکرد قالش گذاشتن و همش دادو بیداد میکرد که کوک کجاست ما هم با یه جواب سر بالا ساکتش میکردیم ..
بهش زنگ زدم . جواب نداد .بیشت. نگرانش شدیم تا این که ....



اینم از پارت ۲
برای این پارت لایک ۱۰ تا و نظر هم ۱۰ تا ...میدونید بی طاقطم زود شرطا رو برسونید عشقا 😘😘
دیدگاه ها (۱)

بچه ها اگه فردا تعطیل شیم من ۲ پارت اپ میکنم شایدم ۳ پارت .....

با مخاطب ....این منم سعی نکن با من در بیفتی البته که چون خیل...

اه کوتا اومدم با ۶ لایک و ۸ نظر که البته خودم ۲ تاشو دادم ‌....

ممنونم از دوستانی که حمایت کردن ولی دوستان حس میکنم حمایت ها...

پارت ۶ویو کوک (سوار ماشین)الان یه هفته شده جوابمو نمیده ینی ...

سرد برای منپارت ۱۰ا.ت ویو..........بعداز چند مین از بغلش بیر...

#عشق_مافیای_من پارت۱۸فئودور پشت سرم وایساده بودفئودور: به به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط