قرار نیست روضه بنویسم ...

قرار نیست روضه بنویسم ...
فقط اندکے اوضاعِ خانه را شرح میدهم ...
مادر چند وقتیست قامتش براے اقامه نماز صاف نمے شود ...
مادرانه هاے فاطمه درد میکند ...
این روزها سینه ے آسمان کبودرنگ است ...
لبخندهاے خانه "آه" دارد ...
زینبم!
گریه نکن خانه فقط تو را دارد!
حسن جان!
غصّه نخور ، یک سیلے که انقدرها درد ندارد!
حسین جانم!
آرام باش ...
مانده تا بے قرارے ات مادر جان!
مردِ خانه چه بے خبر است ...
حالا دیگر دردهاے دردانه پیامبر رنگِ شوق دارد ......
انگار دیدارِ پدر نزدیک است!
#مریم_کریما #فاطمیه #تسلیت
۱۳۹۸/۱۱/۰۸
دیدگاه ها (۴۶)

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

قرار نیست روضه بنویسم ...فقط اندکے اوضاعِ خانه را شرح میدهم ...

فاطمیه

.دستے بہ پهلو دارد و دستے بہ دیواردادہ ست تڪیہ مادر هستے بہ ...

چرا مادر سادات از امام حسن علیه السلام خواستن ماجرای کوچه رو...

📝امروز داشتم به دردِ دست مامانم و دیابتی که بعد از دوری من ا...

پسر فاطمه امشب به امید پدر است در این خانه می اییم ببخشید اق...

فحاشی به دختر شهید مدافع حرم

عرض ادب ای جان و ای جانان نرگسای سیب سبز نوبردامان نرگسبا غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط