مسافر بی بدرقه من

مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند
به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام …
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من ...
دیدگاه ها (۳۱)

دلتنگت میشوم !اما نیستی و من دوام می آورم نبودنت را..دلتنگت ...

ﮐﺴﯽ ﻧﻤـﯽ ﺩﺍﻧــــﺪﭘﺸﺘــــــــ ﺍﯾـﻦ ﭼﻬــــﺮﻩ ﯼ ﺁﺭﺍﻡ،ﺩﺭ ﺩﻟـــــ...

آدم ها ذرّه ذرّه محو میشوند .آرام ..بی صدا .و تدریجی !همان ...

اسم خودش را بگوئید بدون میم مالکیت اسم خودش را سِیو کنید بی ...

9:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در اتاق را کام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط