پارت

پارت ۴۸



ددی_فاکر



یوری:: دستم اوکی شده
ساناکو:: یعنی فق لو بریم یا شکست بخوریم...هممونو جئون دار میزنه
یوری:: پ فک کردی چی،تو این بازی یا پیروز میشیم یا میمیریم
ساناکو:: عاو...راستی سوبینو اوکی نکردم

ساناکو دووید رفت تو اتاق سوبین و دید خابه
رفت سمتش و پاشو گرفت و از رو تخت پرتش کرد پایین

سوبین:: یااااااااااااا کدوم هرز...س..سلام نونا
ساناکو:: پاشو زود
سوبین:: باز اخرته میای اتاقم و اذیت میکنی
ساناکو:: ببند چیزاتو جم کن ببرمت
سوبین:: کجا؟!
ساناکو:: پسره الدنگ زود باش تا جئون نیومد

سوبین رفت تو کمد و چنددست لباس و بعد هدفون و کیفشو برداشت

سوبین:: تمام
ساناکو:: این کارتو بگیر
سوبین:: حییی😀
ساناکو:: رمزشم میدونی گمشو تو ماشین تا بیام

سوبین کارت رو ازش گرفت و رفت بیرون سمت پارکینگ
ساناکو رفت ب اتاق خودش
کُلتشو برداشت و تو لباسش مخفیش کرد
بعد زد بیرون
رفت سمت ماشین و درشو باز کرد و نشست پشت فرمون
سوبین:: نونا پس آنا؟!
ساناکو:: کدوم گوریه؟!
سوبین:: یااا چرا اینجوری میگی
ساناکو:: میگی یا ن؟!
سوبین:: خ..خب اون با عموش زندگی میکنه تا بحال بهت نگفتم،مامان باباش مردن و عموش سرپرستیشو ب عهده گرفته پیشش خیلی اذیته،همش کار میکنه سنی نداره🥺عموش هروز دوستای قمار بازشو می‌بره اونجا اینم کلی کار میوفته رو سرش...

ساناکو:: از این ببعد با ما زندگی میکنه
سوبین:: نننمصنننن😃
ساناکو:: اوم...
سوبین:: نوناااا عاشقتممممم
ساناکو:: عهههه بچه ولم کن الان تصادف میکنیممم
سوبین:: چششش

ساناکو سی مین بعد سوبینو جلوی یه خونه پیاده کرد
سوبین:: واو...
ساناکو:: الان بعد من فقط تو از وجود این خونه باخبری درموردش ب کسی نگو الآنم میرم دختره رو از جایی ک گفتی بیارم،بهش بگو بیاد دم در...

ساناکو راه افتاد سمت خونه عموی آنا...


پرش زمانی
جلو خونه عموی آنا...


ساناکو:: هلو
آنا:: آره ... ه..هااا ی..یعنی های
ساناکو:: ختو جم کن بچه
آنا:: عموم اگه بفهمه ممکنه بکشمونااا
ساناکو:: کی منو بکشه؟!😏
آنا:: ع..عموم
ساناکو:: کجاس؟!
آنا:: نم
ساناکو:: سرشو واست میارم
آنا:: حییی😳
ساناکو:: نمخایش؟!
آنا:: نه
ساناکو:: سوار شو

آنا نشست تو ماشین و ساناکو هم نشست و راه افتادن

آنا:: کجا میریم؟!
ساناکو:: سوبین نگفت؟!
آنا:: ن
ساناکو:: میریم تو یه خونه امن سوبینم توشه
آنا:: عاااااااااااااااه😃
ساناکو:: این یعنی چی؟!
آنا:: خب منو سوبین وقتی ذوقی شیم میگیم عااااااااااااااااااااه
ساناکو:: ایش


وقتی رسیدن ساناکو کوله پشتی آنارو ازش گرفت و رفتن داخل

سوبین:: آناااااا
آنا:: اوپاااااا

پریدن همو بغل کردن و ساناکو طوری بهشون نگاه میکرد انگار بوی صگ مرده زده بود ب سرش...

ساناکو:: ایش ایش بمن نگاه کنین
سوبین:: چیه خب
ساناکو:: من معلوم نیست کی بیام،سوبین...خوب مراقب دوتاتون باش،یه خونه و ماشین قبلا ب نامت زدم الآنم کل داراییم دستته
یادت نره تو برادر خونده بزرگترین و قدرتمندترین و ثروتمندترین دختره کره ای!
مرد باش،میتونی از من بهتر باشی،تکیه گاه خودت و این دختره اوسکل باش بهمدیگه میاین مثل هم خنگین...اگه تا سه روز دیگه خبری ازم نشد...
از این شهر برای همیشه برید...جایی ک هیچکس پیداتون نکنه،مخصوصا جئون جونگ کوک...

سوبین:: نونا داری منو میترسونی🥺
آنا:: ارههه🥺

ساناکو رفت جلو و دوتاشو بغل کرد...
بعد ازشون جداشد

سوبین:: یاااا نونا گریه نکن🥺
ساناکو:: م..من..ازت...من از تو ممنونم ک همیشه داداش کوچولوم بودی و کنارم موندی...

بعدش سانامی زد بیرون

آنا:: چی میشه🥺
سوبین:: هرچی نونا گفتو بهش عمل میکنم!




❌اصکی ممنوع❌
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۹ددی_فاکرکوک داشت سیگار می‌کشید و ب دستای لرزون ساناکو...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۲۲ 💜ددی💜شوگره💜 اجباره من 💜چند ساعتی گذشته ب...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۲۱💜ددی💜شوگره💜 اجباری من 💜جیمین:: کیوتی...سا...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۲۰💜ددی💜شوگره💜 اجباریه من 💜سانامی:: وای اردک...

اشتباه خاص!

اشتباه خاص!

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط