دلم گرفتــه !

دلم گرفتــه !
نمیدونم چرا وقتی دلم میگیره اینجا ...
نوشتن رو این دیوار مجازی آرومم میکنه...
اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم
فقط میدونم تو دلــم آشوبــه !!!
باز چـی بگمـ کـه آرومـش کنـم خدای مهـربونمـ ؟!
هوای ایــن روزا میچسبه تو تاریـکیـه شب با خودت خلوت کنـی...
اونـم زیـر آسمونت...همون آسمونی کـه الان مثـل دلـ ـه من ابریـ ـه !
همـون آسمونـ ـی که مثـل مـن هوای باریدن داره !
بغض داره خفم میـکنـه...
دلـم مبخواد زار زار گریـ ـه کنم
فریـــاد بزنــم...شاید دلــم آروم شه
انگاری تو قفس گیر کردمـ و هیچ راهیـ واسه آزادیـم نیست...
قفسی که اسمش زندگیـه !
مـن این قفس و دوست ندارم !
میخوام نفس بکشــم !
هوای اینجا...
این زمین خاکــی آلودست...
کاش برای پریدن از این قفس دو تا بال...
فقط دو تا باله کوچیک داشتم تا من و اون بالا بالا ها ببره !
جایی که هیچ کس جز خودت نباشه...من باشم و تو خدای مهربونه مـــن !
اونوقــت ...
چشم تو چشمت نگاه کنـــم
بگم...چرا؟! چرا ایـــن شد سهــم من از اون دنیای پوچ؟!
چرا سهــم مــن گریــه شد؟ غـــم شد؟
چرا زندگـــی اینقدر مزخرفـــه؟
چرا یکی با خنده شبشو روز میکنه یکی با گریــه؟
چرا؟؟؟ چرا خدای من؟
با همه ی اینا بازم دوست دارمــــــ ...
تنهام نذار که بیـــ تو هیچـــــــم !
دیدگاه ها (۴)

hamin alan ie hoooooooooyi

موهامو کوتاه کردم خدا وکیلی تا کمرم میومد خیلی ناراحتم ب اص...

دلم خیلی گرفــــــــــــــــــــــــــته

ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﺑﯽ ؟؟ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ... ﻋﺸﻘﻢ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺯ...

پارت ۹+ ببخشید بیب..نمیتونم بگم..خودت بعدا میفهمی_ اها باشه....

درود عزیزانننن بنده برگشتوم ولی بخاطر اینی که تو پینترست دید...

چیزی ندارم بگم....این مدت تنها کاری ک کردم سکوته....پر حرفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط