الهی !
الهی !
اگر روزی نبودم
اگر روزی از شرم در زمینت فرو رفتم
اگر دیگر از یاد تو رفتم
قلب شکسته ام را بر روی دیوارهای شهر ببین
آن گاه اگر دلت تنگ دلم شد
باورم کن دوستت دارم
باورم کن که ساعاتی داشتم
باتو
که تو می نوشتی با دستانم و من گوش می دادم به احساسم.
.
الهی !
دلم چون شیشه ای است
تاب این همه باران را ندارد
تاب گرمی عشقتت را ندارد
خواهد شکست در حرارات عشقت
و باران اشکهایم.
.
خدای مهربانم!
چیزی ندارم لایق تو
جز اقرار بر عشق
اقرار می کنم
دوستت دارم با تمام بدیهایم
خدایا بگیر قلمم را از دستم
تاب نوشتن ندارم
تو بنویس می ترسم لرزش دستانم
خط خطی نشان دهد دوست داشتنم را
می ترسم اشکهایم نامه ات را نازیبا کند
دوست دارم تا ابد
تا آخرین لحظه عمرم
عاشقانه ببویمت
و بنویسم برایت
اگر روزی نبودم
اگر روزی از شرم در زمینت فرو رفتم
اگر دیگر از یاد تو رفتم
قلب شکسته ام را بر روی دیوارهای شهر ببین
آن گاه اگر دلت تنگ دلم شد
باورم کن دوستت دارم
باورم کن که ساعاتی داشتم
باتو
که تو می نوشتی با دستانم و من گوش می دادم به احساسم.
.
الهی !
دلم چون شیشه ای است
تاب این همه باران را ندارد
تاب گرمی عشقتت را ندارد
خواهد شکست در حرارات عشقت
و باران اشکهایم.
.
خدای مهربانم!
چیزی ندارم لایق تو
جز اقرار بر عشق
اقرار می کنم
دوستت دارم با تمام بدیهایم
خدایا بگیر قلمم را از دستم
تاب نوشتن ندارم
تو بنویس می ترسم لرزش دستانم
خط خطی نشان دهد دوست داشتنم را
می ترسم اشکهایم نامه ات را نازیبا کند
دوست دارم تا ابد
تا آخرین لحظه عمرم
عاشقانه ببویمت
و بنویسم برایت
- ۳.۲k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط