زندگی عذاب اور
زندگی عذاب اور « ۸«
مایکی:: عامممم خوب ما نادیده میگیریم
چیفویو:: حتما باد بوده
من:: میدونین جنا معمولا یا برای انتقام یا وقتی یه جایی جسدشون هست میان؟
دراکن:: تو اینارو از کجا میدونی؟
من:: دیگه 😅
در محکم کوبیده شد و بسته شد*
باجی:: یا خداااا
من:: داداشی جسده بابامونو چی کار کردی؟؟
چیفویو:: گذاشتمش تو زیر شیر و___ وای... خیلی احمقم
من:: باید جسدو برداریم
من:: کی میره؟؟؟
همه به دراکن نگاه کرد)
دراکن:: چیههه چرا به من نگاه میکنینن
مایکی:: تو از هممنون قدت بلند تره
دراکن:: چه ربطی دارههه
همه:: تو باید بری
دراکن:: ای ***** تو این زندگی😑
دراکن رفت و ما هم پشتش رفتیم)
دراکن:: جسد اونه؟؟
من:: عوهوم
یهو در قفل شد)
چیفویو:: واییییی نهههه
من:: 😭😭😭😭😭😭😭😭( با جیغ
مایکی:: وای چیفویوو من بلند نیستم ارومش کنمم
چیفویو:: بدش به منن
چیفویو یکم سرمو ناز کرد و اروم شدم)
چیفویو:: الان چی کار کنیمم؟؟
مایکی:: درو کی قفل کردد
یهو اون موجود سفید اومد)
چیفویو:: ا.. این چیه.
دراکن:: و. وای.. من همینو یه بار دیدم
چیفویو چشمامو گرفته بود)
چیفویو دره گوشم:: پشتتو نگاه نکن باشه عزیزم؟ ( تو بغلشم)
من:: ب.. هق.. باشه😞
دراکن تونست درو باز کنه*
دراکن:: بیاین سری بریممم
رفتیم بیرون و درو بستیم)
برقا رفت و اومد)
وقتی برق اومد دیدیم از سقف قطره خون داره میچکه)
من بالا سرمونو نگاه کردم)
من:: ی... به جسددد😭
چیفویو:: ه. ها.
یهو دسته من تیر کشید و وقتی نگاهش کردم جای گاز روش بود)
ادامه دارد.....
مایکی:: عامممم خوب ما نادیده میگیریم
چیفویو:: حتما باد بوده
من:: میدونین جنا معمولا یا برای انتقام یا وقتی یه جایی جسدشون هست میان؟
دراکن:: تو اینارو از کجا میدونی؟
من:: دیگه 😅
در محکم کوبیده شد و بسته شد*
باجی:: یا خداااا
من:: داداشی جسده بابامونو چی کار کردی؟؟
چیفویو:: گذاشتمش تو زیر شیر و___ وای... خیلی احمقم
من:: باید جسدو برداریم
من:: کی میره؟؟؟
همه به دراکن نگاه کرد)
دراکن:: چیههه چرا به من نگاه میکنینن
مایکی:: تو از هممنون قدت بلند تره
دراکن:: چه ربطی دارههه
همه:: تو باید بری
دراکن:: ای ***** تو این زندگی😑
دراکن رفت و ما هم پشتش رفتیم)
دراکن:: جسد اونه؟؟
من:: عوهوم
یهو در قفل شد)
چیفویو:: واییییی نهههه
من:: 😭😭😭😭😭😭😭😭( با جیغ
مایکی:: وای چیفویوو من بلند نیستم ارومش کنمم
چیفویو:: بدش به منن
چیفویو یکم سرمو ناز کرد و اروم شدم)
چیفویو:: الان چی کار کنیمم؟؟
مایکی:: درو کی قفل کردد
یهو اون موجود سفید اومد)
چیفویو:: ا.. این چیه.
دراکن:: و. وای.. من همینو یه بار دیدم
چیفویو چشمامو گرفته بود)
چیفویو دره گوشم:: پشتتو نگاه نکن باشه عزیزم؟ ( تو بغلشم)
من:: ب.. هق.. باشه😞
دراکن تونست درو باز کنه*
دراکن:: بیاین سری بریممم
رفتیم بیرون و درو بستیم)
برقا رفت و اومد)
وقتی برق اومد دیدیم از سقف قطره خون داره میچکه)
من بالا سرمونو نگاه کردم)
من:: ی... به جسددد😭
چیفویو:: ه. ها.
یهو دسته من تیر کشید و وقتی نگاهش کردم جای گاز روش بود)
ادامه دارد.....
- ۵.۴k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط