آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم
به همین کوچه و این خانه و دیوار اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم
آخرین بار به لبهات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم
یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم
باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک، در دفتر شعرم بچکانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم
به همین کوچه و این خانه و دیوار اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم
آخرین بار به لبهات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم
یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم
باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک، در دفتر شعرم بچکانم بروم
- ۱.۲k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط