تو از دلتنگی شبهای آغوشم چه می دانی
تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟
از آواری که بی تو ماندهِ بر دوشم! ، چه می دانی ؟
از اینکه گفته بودی - دوستم داری - ولی رفتی
از آهنگِ صدایِ مانده در گوشم چه می دانی ؟!! هنوزم بوی آغوشِ تو را پیراهنم دارد
از اندوهی که من هر روز می پوشم چه می دانی ؟
ببین !! از عشق ناچارم ولی دلگیرم از دستت
از اینکه مثلِ سیر و سرکه می جوشم ، چه می دانی ؟
جوابم را بده - من یک تماس رفته از دستم -
و رنجِ یک شماره یِ فراموشم ! چه می دانی ؟
از اینکه رفته ای و هر چه می کوشم نمی فهمم
چرا رفتی ! ؛از احساسات مغشوشم چه می دانی؟
از آواری که بی تو ماندهِ بر دوشم! ، چه می دانی ؟
از اینکه گفته بودی - دوستم داری - ولی رفتی
از آهنگِ صدایِ مانده در گوشم چه می دانی ؟!! هنوزم بوی آغوشِ تو را پیراهنم دارد
از اندوهی که من هر روز می پوشم چه می دانی ؟
ببین !! از عشق ناچارم ولی دلگیرم از دستت
از اینکه مثلِ سیر و سرکه می جوشم ، چه می دانی ؟
جوابم را بده - من یک تماس رفته از دستم -
و رنجِ یک شماره یِ فراموشم ! چه می دانی ؟
از اینکه رفته ای و هر چه می کوشم نمی فهمم
چرا رفتی ! ؛از احساسات مغشوشم چه می دانی؟
- ۱.۹k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط