تو نبودی و به پاهای خدا افتادم

تو نبودی و به پاهای خدا افتادم
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم

تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد

مثنوی کردمت و شکر به جا آوردم
توی هر بیت فقط اسم تورا آوردم

آرزو کردمت و بغض نوشتم حالا
پای تو آب شده خشت به خشتم، حالا

قدِ یک خاطره گهگاه کنارم بِنِشین
نه عزیزم! خبری نیست، از آن دور ببین

گریه ی مرد غریب َست، ولی حادثه نیست
غرق رویای خودش بود، غریبانه گریست
دیدگاه ها (۱)

بس که دنبال تو گشتم شهره عالم شدمسربلندم کرده خوشبختانه سرگر...

سخــته سختـیاے زندگیـــتوب هیچـــکے نتــــونے بگـــےبیـــاے ...

عاشق مستم به کوی می فروشان می رومساقی رندم به سوی باده نوشان...

وقتی دلت گرفته باشه …تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند .....

برادر بی رحم من 💔🥀🖤💫part 14✓من اسم اصلیم پارک آرا هست و الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط