عزیزِ جان....

عزیزِ جان....
محتاجیم به یک "شب بخیر خوشگلم"ِ شما...
و یک"بخواب نبینم آنلاین باشی"ِ تان
و "دست های"ِتان...
و چشم هایِ قهوه ایِ تیره تان...
و یک"دوستت دارم"ِتان که نمیــریم
و محتاجیم به خودتان...
و محتاجیم به ...
 "خودتان"...
لطفا باشیـــد
نبودنتان درد دارد بخدا که....

#فاطمه_صابری_نیا
دیدگاه ها (۶)

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

پارت ۹

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

کاتسوکی مقابل در ورودی خوابگاه ایستاد و با پشتِ دستش، به شون...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط