صادق خدا فیلسوفرپفارس
#صادق #خدا #فیلسوف-رپ-فارس
با خدا ملاقات در مه ... اعتراضم موندن
ناخوداگاه از دل ... خیلیان که جا موندن
پرنده پشت ابر و ابر پشت پنجره
نفس تو سینه حبس و دست توی دست گره
شروع یه پایان از ابتدای آغاز
طلوع یک قدرت از پرواز تا پرواز
بزار بگن همیشه این عاقل دیوونست
عشق تو که عشق نبود همیشه ویرونست
منی که آرومم منی که آزادم
منی که اهله رفتنم جهان برام خونست
تموم جاذبه همین یه لحظه بودنه
تو قصه ای و قصه ات از کتاب خوندنه
تو روحمو بگیر ولی جسمم برا تو
تو عصر پاییزی یکم سبک کن هواتو
***
من ندارم رو تو شک
ترس ندارم رو تشک
یکم لرزه تبه پارساله اما قوی تر میشیم روز و شب
هر سردی گرمه اول لرزه مهمه تو قعر قلبم
متنفر از حرف برگرد نمیفهمی منو تو تازه لش نه
منو چراغ و شعر رفتیم تو هم
فقط شعرا باس گم شن تو حرف
خیره ام به ضربدرا خیره ام به رفتنا
خیره ام به موندنا خیره ام به دفترا
پیچیده اس مثه حس قصه های نیمه کاره ام
دنیای گم شده تو استفاده ات استفادم
کلاسیک تو اتاق و بوم بوم ماشینا
فرق ما میشه فکر تو رادیکال
کشیدی قد از غربتا با سیگار
متنفرم از نفرت پایین ها
اما من یه سد محکمم
سفتو سنگی صخره موج زدم
خیس شدم درد کشیدم بس که به لطیفی دریا مشت زدم
#بی-اندازگی
با خدا ملاقات در مه ... اعتراضم موندن
ناخوداگاه از دل ... خیلیان که جا موندن
پرنده پشت ابر و ابر پشت پنجره
نفس تو سینه حبس و دست توی دست گره
شروع یه پایان از ابتدای آغاز
طلوع یک قدرت از پرواز تا پرواز
بزار بگن همیشه این عاقل دیوونست
عشق تو که عشق نبود همیشه ویرونست
منی که آرومم منی که آزادم
منی که اهله رفتنم جهان برام خونست
تموم جاذبه همین یه لحظه بودنه
تو قصه ای و قصه ات از کتاب خوندنه
تو روحمو بگیر ولی جسمم برا تو
تو عصر پاییزی یکم سبک کن هواتو
***
من ندارم رو تو شک
ترس ندارم رو تشک
یکم لرزه تبه پارساله اما قوی تر میشیم روز و شب
هر سردی گرمه اول لرزه مهمه تو قعر قلبم
متنفر از حرف برگرد نمیفهمی منو تو تازه لش نه
منو چراغ و شعر رفتیم تو هم
فقط شعرا باس گم شن تو حرف
خیره ام به ضربدرا خیره ام به رفتنا
خیره ام به موندنا خیره ام به دفترا
پیچیده اس مثه حس قصه های نیمه کاره ام
دنیای گم شده تو استفاده ات استفادم
کلاسیک تو اتاق و بوم بوم ماشینا
فرق ما میشه فکر تو رادیکال
کشیدی قد از غربتا با سیگار
متنفرم از نفرت پایین ها
اما من یه سد محکمم
سفتو سنگی صخره موج زدم
خیس شدم درد کشیدم بس که به لطیفی دریا مشت زدم
#بی-اندازگی
- ۵.۲k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط