تو فکر آغوشش،لیک او فکر یک زخم وحشتناک

تو فکر آغوشش،لیک او فکر یک زخم وحشتناک
تو فکر یک فرار از تنهایی،او میکَند خاک را تا کند پنهان تو را در گور
نکند که چشمانش ،به فردا تو را به یاد آرند
لذت کشتن من ،تو را میکند سیراب؟
ازچه تو نمیدانی ،سالهاست که تو درگیر یک میّت گشته ای!!!
آری ای جلّاد ،رو سوی سوژه ای دیگر
نکند مردمان تو را بینند تورا با تیغ ،خیزان سوی یک کشته ، وای چه بسیار ملامت شنوی!
دیدگاه ها (۱۰)

دریای سخاوت و کرامت ...

#شب است و چشم ما همی چو چشم انتظارهاستاره میکند به شب، یگان ...

ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم. زیرا عقل ...

متن شعری که توسط حاج میثم مطیعی خوانده شد👇 👇 ما همه از تبار ...

👇 👇 متن اشعار طوفانی میثم مطیعی👇 👇 ما همه از تبار سلمانیمبا ...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

به مانند راننده های محتاط که همیشه هر سه آینه ماشین را نگاه ...

به مانند راننده های محتاط که همیشه هر سه آینه ماشین را نگاه ...

شفاعت امام حسین (ع)خواب بودم، خواب دیدم مرده امبی نهایت خسته...

گلچین اشعار ویلیام شکسپیر وقتی چهل زمستان پیشانی تو را از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط